برگزاری نمایشگاه قرآن در مصلی تهران هر ساله به یک عادت خوب برای تهرانی ها تبدیل شده بود اما امسال اختلافات وزارت ارشاد و مدیریت مصلی تهران، برگزاری این نمایشگاه را به باغ موزه دفاع مقدس سوق داد.
به گزارش گروه فرهنگی سراج24؛ نکته قابل توجه در این جابجایی، برپایی نمایشگاه حجاب و عفاف بصورت مستقل در مصلی تهران بود. نمایشگاهی که حجم وسیعی از انتقادات را در مقابل خود می بیند و عملا به جای فرهنگ سازی در زمینه حجاب با نگاهی اقتصادی، این شب ها میهمان شبستان های مصلی تهران بود.
انتخاب محل و چینش نامناسب غرفهها در محوطه باز و زیر چادر موجب غیرقابلتحمل کردن گرما برای بازدیدکنندگان روزهدار می گردید. از سوی دیگر عدم تناسب تعداد غرفهها با فضای اختصاص شده، عدم پشتیبانی مناسب مصلای تهران از برگزاری نمایشگاه، نا استاندارد بودن غرفهها و عدم تناسب آن با محتوای نمایشگاه، عدم وجود حداقلهای لازم برای این نمایشگاه مانند اتاق پرو و تعویض لباس، ضعف شدید در ارائه محتوا، کپیبرداری شدید ارائهکنندگان در نمایش محصولات تکراری، جعلی بودن بسیاری از برندهای ارائهشده، هموزن کردن طراحان و تولیدکنندگان اصلی این حوزه باعرضه کنندگان بازاری، سریدوزیها و مزونهای معمولی، عدم انجام تبلیغات مؤثر و مفید، رنجش خاطر مراجعهکنندگان به سبب مشاهده صحنههایی از تعویض لباس بانوان در معرض عمومی و استفاده از مدلهای حاضر در مزونهای معمولی بهعنوان نمایشگران مدهای عفاف و حجاب تنها بخشی از موارد انتقادی بازدیدکنندگان از نمایشگاه حجاب و عفاف در مصلی تهران بود.
اما پس از بررسی معضلات موجود در نمایشگاه حجاب امسال این سوال پیش می آید که براستی چرا برگزاری یک نمایشگاه فرهنگی تا این اندازه مورد نقد واقع می شود. پاسخ به این سوال چندان کار دشواری نیست زیرا تا زمانی مدیران فرهنگی نتوانند تفکیکی بین کار فرهنگی و فعالیت اقتصادی قائل شوند قطعا نمی توان به جایگاه مطلوبی در حوزه های فرهنگی دست یافت. به عبارت دیگر زمانی که به نمایشگاهی مانند حجاب و عفاف یک نگاه صرفا اقتصادی صورت گیرد، تحقق فضای فرهنگی مطلوب در جامعه غیرممکن می شود.
در اینکه فعالیت های اقتصادی و رشد شاخص های اقتصادی یکی از امور لازم و ضروری برای ارتقاء سطح کمی و کیفی جامعه است شکی نیست اما براستی می توان با توجیه اقتصادی به سراغ کارهای ریشه ای فرهنگی رفت؟ آیا می توان فرهنگ را با میزان اقتصاد سنجید؟ و یا این اقدام درست است که فرهنگ اسیر دست اقتصاد شود و با تزلزل آن متزلزل شود؟!
اینها همه سوالاتی است که در چند سال اخیر اذهان را به خود وا داشته و طی سال های اخیر نیز بارها و بارها شاهد بوده ایم که فعالیت های فرهنگی به زیرشاخه اقتصاد تبدیل شده است. این اقدامات در حالی است که مقام معظم رهبری در سخنان آغازین سال 93 خود صراحتا بیان فرمودند که «فرهنگ از اقتصاد هم مهمتر است» و بر همین اساس به نظر می رسد مدیران فرهنگی ضمن تفکیک امور فرهنگی از امور اقتصادی، به فعالیت های فرهنگی با دیده اقتصادی و درآمدزایی ننگرند.
بلایی که سالهاست بلای جان فرهنگ جامعه ما شده است.



